لطیفه
| لطیفه های کودکانه |
|
1. سختترين كار: به غضنفر ميگن: توي عمرت، سختترين كاري كه كردي چي بوده؟ميگه: پر كردن نمكدون! ميگن: چرا؟
جواب ميده: آخه سوراخهاش خيلي ريزه
حیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
یارو با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از 3 سال حل كردم . دوستش ميگه: 3 سال زياد نيست؟ ميگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته 3 تا 5 سال!
به یارو ميگن: زودباش قطار ميره!
يارو ساعتش خراب ميشه . باز ميکنه توشو ميبينه يه دونه مورچه مرده . با خودش ميگه : اي بابا ميگم آآآآآ راننده مرده !
به غضنفرميگن چرا زنبورها گل ميخورن؟ ميگه خوب حتما دروازه بانيشون خوب نيست!
یارو بادكنك فروشی باز ميكنه بالای مغازه اش ميزنه بادكنك اعلا به شرط چاقو!
یک روز در يخچال یه یارو کنده میشه جاش پرده میزاره!
جوجه ای با مادرش دعوا میکنه میره روی دیوار و داد میزنه پیشی بیا منو بخور
مردی میره دزدی چیز به درد بخور پیدا نمی کنه از لجش مشق بچه صاحب خانه را خط خطی می کنه.
یه قورباغه ازيه گربه مي پرسه:قورقورقوربونت بشم، كلاس چندمي؟ گربهه مي گه پيش پيش... دانشگاهيم!
خروسه رو معتاد می کنن، به جای قوقولی قوقول میگه شوشولی شوشول!
بچه: بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟ بابا: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش
معلم به شاگرد می گه: 5 تا حیوان درنده نام ببر شاگرد میگه: 2 تا ببر 3 تا شیر! |

لطیفه 

