*سرزمین پری ها*

لطیفه

1390/6/26 18:40
نویسنده : زهرا چگینی
259 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.com

 

لطیفه برای کودکان

 

امرار معاش و نویسندگی

سعید به دوستش محسن: برادرت که به خارج رفته ، از چه راهی امرار معاش می کند؟
محسن : از راه نویسندگی.
سعید : چه می نویسد؟
محسن : هر ماه به پدرم نامه می نویسد تا برایش پول بفرستد.

 

جمله سازی


معلم : امیر جان ، با حمید یک جمله بساز.
امیر : شما چقدر شبیه همید!

 

جمله رمزی


حسن پس از شرکت در امتحانات پایان سال ، به همکلاسی اش گفت : ما می خواهیم به مسافرت برویم. لطفا نمره های مرا بپرس و اگر تجدید شده بودم ، به صورت رمزی به من خبر بده. اگر از یک درس تجدید شده بودم ، بگو : سلیم به تو سلام می رساند. اگر هم از دو درس تجدید شدم بگو : سلیم و برادرش سلام می رسانند.
حسن بعد از مدتی نامه ای از همکلاسی اش دریافت کرد که در آن نوشته بود: خانواده سلیم همگی سلام می رسانند!!

 

امتحان


پزشک : خوب پسرم! حالا باید دندانهایت را امتحان کنم.
پسر بچه : آقای دکتر! امتحان کتبی یا شفاهی؟؟؟

 

مسافرت


اولی : من خواب دیدم به مسافرت رفته ام.
دومی : من هم خواب دیدم یک عالمه غذای خوشمزه میخورم.
اولی : چرا مرا دعوت نکردی تا با هم بخوریم؟
دومی : اتفاقا میخواستم دعوتت کنم ، اما گفتند به مسافرت رفته ای!

 

دلیل گریه


اولی : چرا گریه می کنی؟
دومی : چون اگر یک دقیقه زودتر می سیدم ، از اتوبوس جا نمی ماندم.
اولی : عجب ! طوری گریه میکنی که انگار اتوبوس دو ساعت پیش رفته!!

 

پلیس


اولی : پدر من با یک حرکت دست می تواند یک کامیون را نگه دارد!
دومی : مگه پدرت چه کاره است؟
دومی : پلیس!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)