*سرزمین پری ها*

قصه

1390/6/27 19:38
نویسنده : زهرا چگینی
234 بازدید
اشتراک گذاری

زررافه زرد


قصه کودک و نوجوان | زررافه زرد  | www.100100.ir

زرافه زرد مثل همیشه در جنگل شروع به قدم زدن كرد . تنهای تنها بدون هیچ دوستی !
راستی چرا زرافه همیشه تنها بود ؟
چرا به جز آسمان و سر شاخه درختان و ابر ها چیز دیگری را نمی دید ؟

خورشید به شدت به چشمان زرافه زرد می تابید و زرافه زرد چشم هایش را پایین انداخت تا نور خورشید كمتر آزارش دهد . زرافه زرد به پایین نگاه كرد .
پایین پایین پایین تر تا این كه بالاخره رسید به زمین خدای من ...

این اولین بار بود كه زرافه زرد این همه حیوان را می دید خرگوش ، پلنگ ، گورخر ، خرس ، سنجاب ، روباه .....

دیگر زرافه زرد فهمیده بود كه اگر فقط به بالا نگاه نكند و به پایین تر هم نگاه كنه دیگر تنها نیست !
حالا زرافه زرد دوستان زیادی دارد و دیگر تنها نیست .

فرستنده جواد اسمعیلی پدر فاطمه اسمعیلی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)